![]() |
![]() |
|
| نوشته های یک چپ دست |
|
سلام دوستای خوبم
ببخشید یه خورده دیر شد اخه درس داشتم الانم سخت سرما خوردم اخه من هر وقت درس می خونم برای اینکه خوابم نبره پنجره ی اتاقم رو باز می زارم که این دفعه کار دستم داد راستی جمعه کنکور ازمایشی دارم.دعا کنید این دفعه 3 رقمی شم اخه چند دفعه تا مرز سه رقمی شدن رفتم ولی 3 رقمی نشدم مرسی دعا کردید اینم مطلب این دفعم تا حال شده احساس کنی غمگینی؟ حس کنی تو خلا هستی؟ تا حال شده غم و غصه تو دلت خونه کنه و یک دفعه بزنی زیر گریه؟ تا حالا شده امیدت رو از دست بدی احساس دلتنگی کنی و هیچ کس درکت نکنه؟ می خوام یه چیزی بهت بگم : وقتی می بینی کسی درکت نمی کنه وقتی نمی تونی سفره ی دلت رو پیش کسی باز کنی برو پنجره ی امیدت رو باز کن و به روی هستی لبخند بزن غم و غصه هات رو تو رودخانه ی پایین پنجره بریز و با کبوتر ها اواز مهر و دوستی و بودن و زیستن رو بخون اون وقت می بینی که چه احساس خوب و زیبایی داری. می بینی زندگی همه اش غم و غصه و اندوه نیست . اون وقت می بینی که زندگی چقدر قشنگه!!
به خدا می سپرمتون بای |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 12:11 توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
من یک چپ دستم
خیلی خوشحالم چون با بقیه فرق دارم |
| پيوندهاي روزانه |
|
پرتقال ابی(کامبیز) به یاد حاجی بابا(مهران) شعر من (پارسا) لینکوندنی عارف(خلیل) به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد(نیما) من دیگر خودم نیستم(بهار جون) آرشيو پيوندهاي روزانه |
| نوشته هاي پيشين |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
|
RSS
|